دسترسی سریع


برای شرکت در تست ها و یا مشاهده نتایج و تفسیر آزمون ها از این بخش استفاده نمایید

الگوهای پردازش حسی، راهبردهای سازگاری و کیفیت زندگی در میان بیماران دچار اختلال های تک قطبی و دوقطبی

هدف: برای مقایسه پردازش حسی، راهبردهای سازگاری و چگونگی کیفیت زندگی ( quality of life ) در بیماران دچار اختلال دوقطبی و یک قطبی و به منظور بررسی همبستگی میان پردازش حسی و کیفیت زندگی ( Qol ) این بررسی انجام شد. همچنین هدف دیگر این پژوهش بررسی نقش نسبی ویژگی های جمعیت شناختی، پردازش حسی و راهبردهای سازگاری برای پیش بینی چگونگی کیفیت زندگی بوده است.

روش: 267 شرکت کننده 16 تا 85 ساله (15/7 ± 53/06 ) که 157 تن از آنان تشخیص افسردگی اساسی یک قطبی و 110 نفر آنها تشخیص اختلال دوقطبی گونه یک و دو داشتند، نیمرخ حسی بزرگسالان و نوجوانان را تکمیل کردند و به »قیاس بینش نسبت به سازگاری با مشکلات تجربه شده و دومین تجدید نظر پرسش نامه کوتاه 12 ماده ای پژوهش بهداشت، پاسخ دادند. یافته های به دست آمده از دو گروه با هم مقایسه شدند.

یافته ها: گروه های یک قطبی و دو قطبی از نظر پردازش حسی ، راهبردهای سازگاری یا چگونگی کیفیت زندگی تفاوتی با هم نداشتند. الگوهای پردازش حسی به صورت مستقل از میانجی گری راهبردهای سازگاری با کیفیت زندگی همبستگی نشان داد.

همبستگی میان ثبت نام پایین، حساسیت حسی، پرهیز حسی و کاهش کیفیت زندگی در بیماران دچار افسردگی یک قطبی بیشتر از بیماران دچار اختلال دوقطبی بود. نمره بالاتر کیفیت زندگی فیزیکی بیشتر به وسیله سن پایین تر و حساسیت حسی پایین تر، پیش بینی می شود. درحالیکه کیفیت زندگی روانی بالاتر پیش بینی کننده راهبردهای سازگاری بود.

نتیجه: درحالیکه سن می تواند پیش بینی کننده کیفیت زندگی فیزیکی باشد، راهبردهای سازگاری، میزان کیفیت زندگی روانی را پیش بینی می کند. در بررسی های آینده بایستی بر بررسی بیشتر در زمینه تاثیر پردازش حسی و راهبردهای سازگاری بر کیفیت زندگی بیماران تاکید شود برای اینکه رفتارهای کارکردی و سازگاری مربوط به اختلال های هیجانی در آنان تقویت شود.


Engel-Yeger, B. , Gonda, X., et al. (2016). Sensory processing patterns, coping strategies and quality of life among patients with unipolar
and bipolar disorders. Rev. Bras Psiquiatri. , May 17.