دسترسی سریع


برای شرکت در تست ها و یا مشاهده نتایج و تفسیر آزمون ها از این بخش استفاده نمایید

برای درمان افسردگی چه باید کرد؟

عليرغم پيشرفت های زيادی که در پزشکی به دست آمده است و شواهد علمی فراوانی که نشان دهنده ی تغييرات بيو شيميايی بدن در هنگام بروز افسردگی است، برخی از مردم هنوز باورهای نادرستی در مورد اين بيماری دارند. برای نمونه گروهی آن را نشانه ضعف شخصيت مي دانندو ا ن امر بازدارنده مراجعه مبتلايان به افسردگي به مراکز درماني، روانپزشکان و روانشناسان و اقدام براي درمان آن گرديده است.

بايد دانست که در اختلال افسردگي برخي از افراد بدون دليل خاصي نسبت به آنها علاقمند بوده اند و يا اعضاي خانواده ، احساس خصومت و دشمني کنند. اين امر در آنان احساس گناه پديد مي آورد و خود آنان نمي توانند دليل اين تغييرات را در خود باز گو کنند.

بسياري از کساني که از افسردگي رنج مي برند، نياز به درمان دارويي دارند. بسيار مهم است که درمان هرچه زودتر آغاز شود. اگر درمان با تاخير شروع شود، خطر خود کشي بالا مي رود.

در اينجا سخنان مردي را که در ماههاي گذشته يک دوره ي افسردگي را پشت سر گذاشته نقل مي شود. وي در باره ي بيماريش مي گويد: " من به جهنم رفتم و برگشتم."

نگاهي به گذشته زندگي آقاي "الف" نشان مي دهد که چند سال پيش در يک گروه هنري مشغول به کار بوده است؛ وضع خوبي داشته است و مسافرتهاي زيادي به کشور هاي مختلف نموده است. در اين روزها خود را بسيار خوشبخت مي دانسته و آرزو هاي خود را برآورده احساس مي کرده است.

اما يکباره وضع تغيير مي کند. کليه کساني که با اين گروه هنري قرار داشتند، قراردادهاي خود لغو مي کنند. گروه بيکار شده و اعضاي آن هريک به سويي رفته و به کار ديگري مشغول مي شوند. آقاي " الف " نيز براي گذران زندگي ناگزير به رانندگي روي مي آورد و پس از چندي نخستين نشانه هاي افسردگي در او بروز مي کند. وي مي گويد:
" در آن روز ها به شدت احساس خشم و عصبانيت داشتم. به دلايل جزئي و کم اهمييت با ديگران درگير مي شدم. احساس مي کردم که دارم خرد مي شوم و مي شکنم... فکر مي کردم که دارم مي ميرم. دوستان و بستگانم زودتر از من به ناراحتي ام پي بردند. بعضي از دوستانم مرا ترک کردند.سرانجام روزي با اورژانس تماس گرفتم و تقاضاي کمک کردم. کارکنان اورژانس به کمک من آمدند و تا زماني که به آنها اطمينان دادم که حالم بهتر شده کنار من ماندند و تا . اما وقتي که آنها رفتند و دوباره تنها ماندم، همان احساس جانکاه و فلج کننده به سراغم آمد. اين بار کوشيدم به پدر و مادرم روي آورم...

حتي هنگامي که افراد افسرده به دلايلي به روانپزشک مراجعه مي کنند، افسردگي آنها تشخيص داده نمي شود؛ زيرا در پس نشانه هايي چون سردرد، ناراحتي معده و درد هاي پراکنده بدني پنهان مي شود.

دليل ديگر اين امر آن است که برخي از مردم متاسفانه هنوز باور ندارند که بيماري هاي رواني را مي توان درمان کرد. از اين رو براي درمان کساني که مبتلا به اختلال هاي رفتاري هستند، اقدامي نمي کنند و بي جهت بيمار و خانواده وي را رنج مي دهند. در حاليکه کمک به چنين افرادي در مراجعه به مراکز در ماني مناسب و بهره گيري از خدمات روانپزشکي و روانشناسي، نقشي مهم در بهبود حال ايشان دارد.

بسياري از افراد مبتلا به افسردگي و نه لزوما همه آنها مي توانند به کمک دارو بهتر شوند و يا به کلي درمان شوند.

درمان افسردگي

رايج ترين شيوه درماني اختلال هاي افسردگي در کشور ما دارو درماني است.گرجه شيوه هاي رفتاري –شناختي نيز در سالهاي اخير چه به شکل مستقل و چه به همراه با دارو درماني به کار گرفته مي شود. اما دارو درماني بيش از ساير شيوه ها به کار برده مي شود. اين دارو ها حتي در مراکز مراقبت هاي بهداشتي اوليه نيز يافت مي شوند و يا مي توان آنها را از داروخانه خريداري نمود. اين داروها به شکل قرص، شربت يا آمپول در دسترس هستند.

متاسفانه هنوز ديده مي شود که برخي از مردم مبتلا به اختلال هاي خلقي مصرف دارو هاي تجويز شده را تنها پس از چند روز، بدون آنکه با پزشک درمانگر خويش مشورت کنند، قطع مي کنند. قطع زود هنگام دارو ممکن است بدتر شدن حال بيمار مبتلا به افسردگي را در پي داشته باشد. هرگاه که اين اتفاق رخ دهد، بهبود حال بيمار به کمک دارو دشوارتر خواهد شد و ميزان تاثير دارو ها کاهش خواهد يافت.

برخي از بيماران افسرده نياز به کسب اطلاعاتي در باره ماهيت بيماري و اطمينان از بهتر شدن حالشان دارند. آنها نياز به کسي دارند که به مشکلات آنها گوش فرا دهند، آنها را بفهمد و در سازگاري با فشارهاي روانشناختی پديد آمده ياري دهد. در اين زمينه خانواذه ها دوستان و اطرافيان مي توانند کمک زيادي به فرد افسرده بنمايند

درگير نمودن فرد با فعاليت هاي معني دار زندگي، در پيش گرفتن مشغوليت هاي سودمندي که پيش از افسردگي موجب سرگرمي و خشنودی آنها مي شده اند، نقش موثري در منحرف کردن فکر و توجه فرد از مشکل خود و کاهش افسردگي وي دارد.

هنگامي که فرد افسرده است دوست نداردکه با مطرح کردن موضوعات کم اهمیت احساسات او را جريحه دار کنيم. به ياد داشته باشيم که بايدکمک و ياور او باشيم و به جاي خود مان بر احساسات وي متمرکز شويم. از سوي ديگربايد دانست که بردباری افراد در رويارويي با غم و اندوه به يک اندازه نيست. بنابراين نبايد انتظار داشت که همه در تحمل غم و ناراحتي مانند ما واکنش نشان دهند.
سخن گفتن فرد داغديده و افسرده در باره ي احساسات و خاطرات خود و گريه کردن به وي کمک مي کند تا در راستاي بهبود حال خويش گام بردارد.

هر اندازه گرایش بيشتري براي شنيدن صحبت هاي وي نشان دهيم از نظر درماني سودمند تر است . تنها گوش فرا دهيم ، احساساتش را بپذيريم و او را درک کنيم.

با وجود اين برخي افراد در شرايط غم و اندوه دوست ندارند با کسي صحبت کنند، بايد به اين جنبه ي مهم نيز توجه داشت.

بايد صادق و واقع بين بود. بسیاري از مردم در زمينه ي صحبت کردن با افرادي که دچار بيماري هاي سخت هستند، مشکل دارند. مثبت فکر کردن و مطرح کردن پرسش هايي مانند " حالت چطور است؟ " ، آيا کاري هست که من انجام دهم؟ " هميشه واکنش هاي مناسبي هستند. بايد به بيمار بفهمانيم که نگرانش هستيم و هرگاه که نياز باشد، در کنار او خواهيم بود با انجام برخي کارها مي توانيم کمک بزرگي به فرد افسرده بنماييم.

در برخورد با اين افراد بايد بردبار بود. اگر غم و اندوه يکي از دوستان يا بستگان را گرفتار کرده است، مي توان روشهايي چون تلفن کردن ، فرستادن کارت و يا دعوت از او را آزمايش کرد و اگر نپذيرفت ، دوباره در اين زمينه کوشيد و اگر باز هم سودمند نبود، به او پيشنهاد کمک حرفه اي نمود. مي توان با وي در باره ي مراکزي چون مراکز مشاوره روانشناسي سخن گفت و وي را تشويق کرد به آنجا مراجعه نمايد.

پرداختن به مشغوليت هاي روزمره زندگي، در پيش گرفتن فعاليت هاي ذوقي و هنري مختلف که مي تواند به زندگي معني ببخشد ، نقش مهمي در رهايي افراد از افسردگي دارند.

در زمینه مصرف دارو براي افسردگي، نکات زير را بايد در نظر داشت :

1- آنها قرص خواب نيستند، اما داروهايي هستند که به فرد احساس بهتري مي دهند و کارکرد او را افزايش مي دهند و در عين حال اعتياد آور نيستند.
2- براي اينکه اين داروها تأثير خود را نشان دهند نياز به يک تا چهار هفته زمان دارند. از اين رو بايد به فرد گفته شود که براي رسيدن به دستاوردهای درماني مطلوب بايد برد بار باشند.
3- اين داروها زياني ندارند، اما ممکن است مصرف آنها با برخي عوارض جانبي ناخواسته (مانند خشکي دهان، احساس خواب آلودگي يا مشکلاتي در زمينه دفع ادرار) همراه باشد.
4- در باره اين عوارض و شيوه هاي رویارویی با آنها مي توان با پزشک مشورت کرد. ياد آوري مي شود که بهر روی اين عوارض در آغاز مصرف داروهاي ياد شده بيشتر است اما با ادامه مصرف آنها عوارض کاهش خواهد يافت.
5- اين داروها را بايستي تا زماني که پزشک مصرف آنها را پیشنهاد مي کند مصرف نمود.
6- اگر مصرف اين داروها زود قطع شود، ممکن است دوباره بيماري عود کند.
7- به خانواده هاي اين بيماران توصيه مي شود، مصرف اين داروها را حتي زماني که بيمار بهبودي نسبي يافته قطع نکنند مگر اينکه پزشک درمانگر دستور ديگري بدهد.
8- شرکت در فعاليت هاي روزمره زندگي و انجام ورزش هاي بدني ساده در جذب دارو موثر است و سبب افزايش عزت نفس بيمار مي گردد.
9- ممکن است فرد مبتلا به افسردگي،به شدت دچار پرخاشگري و خشم گرديده و با ديگران در گير شود. در اين مواقع کمک گرفتن از پليس و نيروهاي انتظامي مي تواند سودمند باشد، زيرا آنان از بروز هرگونه کشمکشي که مي تواند پيامد هاي فاجعه باري داشته باشد پیشگيري مي کنند.

ممکن است فرد افسرده با دوستان و همکاران رفتاري خشن و پرخاشجويانه و يا سرد و بي اعتنا داشته باشد. در اين شرايط دوستان و بستگان نبايد او را ترک کنند و به حال خود رها نمايند. وي نياز به همدردي دارد. بايد با شکیبایی و بردباری به سخنان او گوش داد و به او نشان داد که او را درک نموده و آماده کمک به وي هستيم.

اگر افسرده هستيد و کسي را نداريد که با او صحبت کنيد، به ياد داشته باشيد که در نهايت حرف زدن بسيار کمک کننده است. حتمأ با يک پزشک متخصص مشورت کنيد.