دسترسی سریع


برای شرکت در تست ها و یا مشاهده نتایج و تفسیر آزمون ها از این بخش استفاده نمایید

دزدی اجباری یا بیمارگونه

کلپتومانیا ، که از آن به عنوان دزدی اجباری از فروشگاه ها نیز یاد می شود، ممکن است یک اختلال نسبتاً شایع باشد که به مشکلات شخصی و پیامدهای حقوقی می انجامد. اگرچه هیچ بررسی همه گیرشناسی در باره دزدی از فروشگاه ها در سطح کشور انجام نشده است، اما پژوهش های انجام شده در نمونه های بالینی نشان می دهد که این بیماری شایع است. یک مطالعه بر روی بیماران بزرگسال بستری روانپزشکی که دچار اختلال های گوناگون (204 نفر) بودند نشان داد که 8/7٪ (16 نفر) علائم کنونی تشخیص این اختلال را داشته اند و 9/9٪ (19 نفر =) در گذشته دچار این اختلال بوده اند. این بررسی ها نشان می دهند که اگر این بیماری درمان نشود، ممکن است به صورت یک اختلال مزمن درآید.

معرفی یک مورد:

م. گ.  یک زن 49 ساله و متاهل و دارای سه فرزند است. هنگامی که او برای نخستین بار در 20 سالگی دزدی را شروع کرد، هر چند هفته یکبار چیزی را از فروشگاه می دزدید. این رفتار تا  بیست و پنج سال ادامه یافت و شمار سرقت ها به سه یا چند بار در هفته افزایش یافت. اگرچه دارای شغل پردرآمدی بوده و هست، اما غالباً چیزهای غیر ضروری را از فروشگاه های خرده فروشی و خانه دوستان خود دزدی می کند. او می گوید که پس از ورود به فروشگاه ها، فشار روانی شدیدی برای سرقت از درخود احساس می کند که پیش از فروکش کردن تنش درونی، نیاز به انجام سرقت دارد. پس از ترک فروشگاه، م.گ. به خاطر برداشتن کالای موردنظر احساس گناه می کند. این اشیاء دزدی شده، معمولاً کالاهای کوچک (برای نمونه مواد آرایشی- بهداشتی ، مجلات و ...) هستند که در گاراژ خانه گذاشته می شوند، هرگز آنها را کار نمی برد. خانواده وی از مشکل او خبر ندارند. او هرگز گرفتار نشده است، اما از این واقعیت احساس غرور نمی کند. او روز به روز خستگی بیشتری در خود احساس می کند. ارزیابی دقیق تشخیصی نشان می دهد که م.گ. مشکل دیگری از نظر روانپزشکی ندارد. در تاریخچه خانوادگی وی مصرف الکل و اختلال مصرف مواد گزارش شده است.

 

ویژگی های بالینی

در طبقه بندی تشخیصی بیماری ها (DSM-IV-TR ) معیارهای تشخیصی زیر برای دزدی از فروشگاه ها تعیین شده است:

 1) نمی تواند در برابر تکانش دزدی چیزهایی که به آنها نیاز ندارد یا ارزش مادی برای وی ندارند، ایستادگی کند.  

 2 ) افزایش احساس تنش در لحظه پیش از دست زدن به دزدی.

 3) داشتن احساس لذت، رضایت یا تسکین در هنگام دزدی.

 4) دزدی به دلیل ابراز خشم یا انتقام جویی نیست و در پاسخ به هذیان یا توهم نیست  و

 5) دزدی  را نمی توان به دلیل اختلال سلوک ، شیدایی یا اختلال شخصیت ضد اجتماعی دانست.

معیار شماره 1 بیان می کند که کالاهای دزدیده شده "برای استفاده شخصی یا ارزش پولی آنها انجام نمی شود". در مورد" م.گ."، دزدی چیزهای غیرضروری با این معیار سازگار است. بر پایه این معیار تشخیصی این فرد با هدف فروش اشیاء دزدیده شده دست به دزدی نمی زند( برای نمونه برای سیر کردن شکم اعضای خانواده گرسنه اش ). موارد سرقت شده معمولاً در جایی انبار گردیده، دور انداخته می شوند، و یا به فروشگاه باز گردانیده می شوند.

افراد مبتلا به کلپتومانیا انگیزه سرقت را "غیرقابل کنترل" یا "اشتباه" توصیف می کنند. اگرچه احساس لذت، رضایت یا تسکین در زمان سرقت تجربه می شود، اما پس از آن افراد به زودی احساس گناه، پشیمانی یا افسردگی می کنند. اغلب به دلیل احساس شرم، افراد مبتلا به دزدی بیمارگونه سال ها پس از آغاز این بیماری، برای درمان مراجعه می کنند. در یک بررسی بر روی 22 بیمار دچار دزدی از فروشگاه ها، هيچیک از 15 فرد در باره دزدی از فروشگاه ها به پزشك خود سخنی نگفتند؛ بلکه به دنبال درمان علائم افسردگی یا اضطراب بودند. آنها از ترس اینکه پزشک آنها را درمان نکند یا به پلیس خبر دهد، این مشکل را گزارش نکردند.

برخی بررسی های انجام شده با استفاده از نمونه های بالینی گزارش کرده اند که بیشتر (تقریباً دو سوم) بیماران دچار دزدی بیمارگونه را زنان تشکیل می دهند. برخی گفته اند شمار بیشتری از زنان به دنبال درمان این اختلال هستند زیرا مردان احتمالاً در صورت گرفتار شدن در فروشگاه ها به زندان فرستاده می شوند.

در مردان و زنان مبتلا به دزدی بیمار گونه، تاریخچه همبودی اختلال های روانپزشکی مانند ناتوانی در کنترل تکانه ها، مصرف مواد  و اختلال خلق و خوی گزارش می شود. اختلالات شخصیتی نیز در کلپتومانیا شایع است. از جمله اختلال شخصیت پارانوئید، مرزی  و اسکیزوئید از اختلالات شخصیتی شایع تر در این زمینه بوده اند.

افراد مبتلا به این اختلال در زمینه توانایی های  خود در عملکرد اجتماعی و شغلی دچار اختلال های چشمگیری می شوند. بسیاری از بیماران افکار مزاحم و خواسته های مربوط به خرید از مغازه را گزارش می کنند که در توانایی تمرکز آنها در خانه و محل کار تداخل دارند. بیماران مبتلا به کلپتومانیا ، میزان رضایت از زندگی ضعیف تری را نسبت به نمونه بزرگسالان غیر بالینی عمومی گزارش کرده اند. در پاره ای از بیماران. حتی خودکشی را ابزاری برای باز داشتن خود از دست زدن به دزدی از فروشگاه ها دانسته اند.

افزون بر پیامدهای عاطفی- هیجانی دزدی بیمارگونه ، بسیاری از بیماران مبتلا به این بیماری به دلیل رفتار خود با مشکلات قانونی مانند دستگیری روبرو شده اند.