دسترسی سریع


برای شرکت در تست ها و یا مشاهده نتایج و تفسیر آزمون ها از این بخش استفاده نمایید

کشمکش های میان پدران و مادران و فرزندان در دوره نوجوانی

نوجوانی دوره ای با تغییرات فزاینده زیست شناختی و روانی- اجتماعی است که تأثیر چشم گیری در روابط پدر و مادر و فرزند دارد. والدین و نوجوانان ناگزیر از سازماندهی دوباره مسئولیت ها هستند تا به سوی یک رابطه برابر حرکت کنند. گرچه فراوانی درگیری های میان والدین و فرزندان در دوران نوجوانی بیشتر و فشرده تر می شود، اما این کشمکش ها همچنین ابزاری برای گفتگو در زمینه تغییرات ارتباطی دوسویه به نظر می رسد. فرآیندهای کوتاه مدت که در جریان کشمکش ها روی می دهتد در گسترش روابط والدین و نوجوانان دارای اهمیت هستند. پدران و مادران با گسترده تر کردن روابط هیجانی -عاطفی در ارتباط با نوجوانان گرایش به سازگاری با آنان دارند و روابط خود را در پاسخ به نیازهای رشدی نوجوانان سازماندهی می کنند. ازاین رو، هنگامی والدین و نوجوانان می توانند به صورت انعطاف پذیر میان طیف هیجان های مثبت و منفی جایگاه خود را تغییر دهند، درگیری والدین و نوجوانان برای گسترش رابطه جنبه سازگار کننده دارد.

برخی نوجوانان گزارش می دهند که والدین آنها در سال های میانی خردسالی تا اوایل نوجوانی کمتر از آنان پشتیبانی می کنند و کمتر خود را دارای توان کنترل رفتار فرزندان در این دوره می دانند.

در این جا، به نظریه ها و شواهد آزمایشی گسترش روابط والدین و نوجوانان و تغییرات و استمرار آن همچنین نقش فرایندهای کوتاه مدت در طول تعامل  و کشمکش ها در روابط والدین و نوجوانان پرداخته شده است. اما بیشتر پژوهش های انجام شده در زمینه روابط والدین و نوجوانان رابطه مادران و فرزندانشان را بررسی نموده ا ند.

نظریه های گسترش روابط والدین و نوجوانان

تحولات رشدی در روابط والدین و فرزندان به بلوغ زیست شناختی یا شناختی نوجوانان نسبت داده شده است. گمان می شود که تغییرات هورمونی مربوط به بلوغ نوجوانان وامی دارد در تلاش برای رسیدن به استقلال از والدین باشند که خود به درگیری با والدین می انجامد. از سوی دیگر افزایش توان مندی های شناختی ممکن است نوجوانان را وادارند تا موضوعاتی را که تا این هنگام زیر نظر والدین انجام می شدند، اکنون به عنوان امور شخصی در نظر بگیرند. سازماندهی دوباره روابط والدین و نوجوانان از رابطه عمودی، که در آن والدین نسبت به فرزندان خود دانش و توان کنترل اجتماعی بیشتری دارند و از آنها انتظار می رود که ارتباط دارای امنیت و گرمی را به سوی یک رابطه افقی تر، که با حقوق برابر و متقابل مشخص می شود، سوق دهند.

روند تبدیل یک وابستگی عمودی به یک وابستگی افقی در آغاز به کشمکش می انجامد و نزدیکی را محدود می کند؛ زیرا نوجوانان و والدین در زمینه چگونگی چشمداشت های خود از دیگری در باره رفتار مناسب، در این دوره زمانی دارای دیدگاه های یکسانی نیستند.

در راستای به دست آوردن استقلال و مسئولیت های اجتماعی، نوجوانان تلاش می کنند با سرعت بیشتری نسبت به رسیدن به خودمختاری و کنترل امور شخصی، والدین را زیر فشار بگذارند. از آنجا که بسیاری از والدین آرزو دارند كه در نوجوانان خودمختاری و خودگردانی از یک سو و احترام به دیدگاه های پدر و مادر از سوی دیگر به تعادل و توازن برسند، نوجوانان كمتر چنین برداشتی را نسبت به چگونگی ارتباط با پدر و مادر خود دارند و سبب بروز درگیریهایی می شوند.

با این حال ، این درگیری ها برای گفتگو در زمینه اقتدار والدین و نیازهای فزاینده نوجوانان برای استقلال سودمند است. این کشمکش ها به نوجوانان 15 تا 17 ساله کمک می کنند تا به استقلالی که در پی آن هستند دست یابند. با کاهش کنترل والدین، معمولاً درگیری ها کاهش می یابد و والدین و نوجوانان ممکن است دوباره به هم نزدیک تر شوند.