دسترسی سریع


برای شرکت در تست ها و یا مشاهده نتایج و تفسیر آزمون ها از این بخش استفاده نمایید

واکنش سوگ (سوگواری)

سوگ یک واکنش طبیعی در برابر از دست دادن است و در تقریباً در همه فرهنگ ها در جهان دیده می شود. هیچ قانونی وجود ندارد که یک واکنش سوگ برای چه مدت به درازا خواهد کشید، زیرا هر شخص در برابر هر از دست دادن می تواند به صورت بسیار متفاوتی واکنش نشان دهد. از این رو، واکنش سوگ تا زمانی که برای مدت زمان بسیار زیادی ادامه داشته باشد و زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد تشخیص داده می شود،. فراموش کردن یا گذر از از دست دادن یک عزیز تقریباً برای همه می تواند چالش برانگیز باشد.

سوگ یک تجربه پریشان کننده است. بیشتر ما، در دوره هایی از زندگی، مرگ یا از دست دادن شخصی را که دوستش داریم، تجربه کرده ایم.

با این همه، در زندگی روزمره کمتر درباره مرگ فکر می کنیم و سخن می گوییم ، شاید به این دلیل که کمتر از نسل پیشین، ما با آن روبرو می شویم. برای آنها، مرگ برادر یا خواهر، دوست یا بستگان و خویشان، بخشی جدایی ناپذیر از زندگی دوران کودکی یا نوجوانی اشان بوده است. برای ما معمولاً این رویدادها در سالهای پایانی زندگی رخ می دهد. بنابراین، فرصتی برای یادگیری شیوه های رویارویی با غم و اندوه، اینکه چه احساسی داشته باشیم، چه کارهای باید انجام شود، چه رفتاری عادی است، نداریم.

با وجود این، هنگامی که با مرگ فردی که او را دوست داریم  روبرو می شویم و یا به هر شکل او را  از دست می دهیم، در نهایت باید با آن شرایط سازگار شویم.

اما برای برخی افراد، از دست دادن یک فرد عزیز بیش از اندازه تاثیر گذار است و می تواند آنها دچار افسردگی بالینی نماید که ممکن است نیاز به توجه یا درمان بیشتری داشته باشند.

سوگ هنگامی تشخیص می شود که کانون توجه بالینی فرد، واکنشی به مرگ یا از دست رفتن یک فرد محبوب باشد. به عنوان بخشی از واکنش وی به از دست دادن، برخی از افراد سوگوار علائمی را نشان می دهند که بخشی از علامت های افسردگی اساسی هستند (برای نمونه غم همراه با بی خوابی، بی اشتهایی و کاهش وزن ).

فرد سوگوار به طور معمول روحیه افسرده را "عادی" و یا بهنجار می داند، اگرچه ممکن است وی برای کاهش علائم مرتبط با بیماری مانند بی خوابی یا بی اشتهایی به دنبال کمک حرفه ای باشد. اما مدت زمان و یا چگونگی ابراز نشانه های سوگ  "عادی" در میان گروههای مختلف فرهنگی به میزان چشم گیری متفاوت است.

معمولاً اگر علائم تا 2 ماه پس از آغاز آنها از میان رفته باشد، تشخیص اختلال افسردگی اساسی داده نمی شود. با این وجود، بودن علائم خاصی که ویژگی یک واکنش سوگ "عادی" را ندارند، ممکن است در تمایز واکنش سوگ  از یک افسردگی اساسی سودمند باشد.

این علامت ها عبارتند از:

  • احساس گناه در زمینه موارد و کارهایی که در هنگام مرگ فرد از دست رفته باید توسط فرد بازمانده انجام می شده ویا انجام نمی شده ...
  • وجود این احساس که بهتر بود فرد بازمانده از دنیا می رفت یا بایستی با آن فرد درگذشته می مرد.
  • وجود بیماری همراه با احساس بی ارزشی
  • کندی چشمگیر  روانی-حرکتی (برای نمونه، جا به جا شدن و حرکت سخت است و با کندی انجام می شود).
  • آسیب های جدی و دراز مدت کارکردی
  • تجربه توهم غیر از این فکر که او صدای عزیز از دست رفته را می شنود، یا به طور گذرا چهره او را می بیند.

همه ما شیوه ها و راه های ابراز غم و اندوه ویژه خود را داریم - اما تجربه هایی کم و بیش همانند وجود دارند که بیشتر ما هنگام غم و اندوه با آنها روبرو می شویم.