دسترسی سریع


برای شرکت در تست ها و یا مشاهده نتایج و تفسیر آزمون ها از این بخش استفاده نمایید

سوگ و مراحل گوناگون آن ( دنباله)

خشم و گناه

در گذار از مرحله انکار و پس از پذیرش از دست رفتن همیشگی فرد فوت شده، بازمانده یا باز ماندگان ممکن است نسبت به کسانی که آنها را در مرگ عزیز از دست رفته مقصر می دانند، دچار خشم شوند؛ برای نمونه نسبت به پزشکان و پرستارانی که جلوی مرگ را نگرفته اند، نسبت به دوستان و نزدیکان خود که به اندازه کافی کمک نکرده اند، یا حتی نسبت به شخصی که با مرگ خود، شما را تنها گذاشته است. حتی می تواند به خاطر انجام ندادن برخی اقدامات از دست خود عصبانی شود.

احساس مشترک دیگر احساس گناه است.

غم و اندوه

معمولاً پس از مدتی حالت برانگیختگی و پریشانی جای خود را به غم و اندوه، گوشه گیری و خاموشی می دهد. این تغییرات ناگهانی احساسات می تواند برای دوستان یا نزدیکان گیج کننده باشد، اما آنها بخشی عادی و طبیعی از فرآیند اندوه هستند.

اگرچه با گذشت زمان ممکن است احساس تنش و اضطراب بازمانده  کاهش یابد، اما دوره افسردگی بیشتر می شود. ممکن است هر از گاهی غم و اندوه شدیدی را تجربه کند، که دیدن یا یادآوری افراد، مکانها یا چیزهایی که خاطرات شخص از دست رفته را به یاد وی می آورند، سبب آن گردند. در این هنگام افراد دیگر ممکن است نتوانند احساسات فرد بازمانده  را درک کنند یا دچار خجالت شوند زیرا ناگهان بدون هیچ دلیل روشنی به گریه افتاده است. در این مرحله ممکن است بخواهید از کسانی که غم و اندوه شما را  درک نکرده و یا با شما احساس همدردی ندارند، دوری کنید. با این حال، باید دانست که دوری کردن از دیگران می تواند در آینده مشکل ساز باشد و معمولاً بهتر است پس از گذشت دو هفته بازگشت به زندگی عادی شخص (تا حد ممکن) آغاز شود.

در این مدت ، ممکن است دیگران گمان کنند که وقت زیادی را صرف نشستن می کنید، کاری انجام نمی دهید. در واقع، شما احتمالاً به فکر شخصی هستید که از دست داده اید، بارها و بارها به  اوقات خوب و بدی که در کنار هم داشته اید می اندیشید. این بخشی اساسی برای رسیدن به شرایط موجود و پذیرش واقعیت مرگ فرد از دست رفته است.

با گذشت زمان ، درد شدید سوگواری آغازین کاهش می یابد. افسردگی کم می شود و می توان در مورد سایر موارد فکر کرد و حتی دوباره نگاهی به آینده داشت. با وجود این، احساس از دست دادن "بخشی از وجود خود" هرگز به طور کامل از میان نمی رود.

اگر شریک زندگی خود را از دست داده اید، در هنگام دیدن سایر زوج ها در کنار هم و تصاویر رسانه ای خانواده های شاد، به یاد می آورید که تنها هستید.

پذیرش

این تجربیات گوناگون ممکن است در افراد مختلف با هم همپوشانی داشته و خود را به شکل های متفاوتی نشان دهند. بیشتر ما طی یک یا دو سال پس از یک سوگواری شدید بهبود می یابیم. هنر نهایی اندوه، وادار کردن فرد به رها کردن شخصی است که درگذشته است و شروع گونه جدیدی از زندگی است. در این دوره روحیه بازماندگان بالا می رود، خواب آنها بهتر می شود و انرژی شان به حالت عادی باز می گردد. در نهایت به وضعیت معمول خود باز می گردند.

با وجود همه اینها، مردم از فرهنگهای مختلف نگاه های گوناگونی نسبت به مرگ دارند. در برخی جوامع ، مرگ تنها گامی در چرخه به هم پیوسته زندگی  تلقی می شود و نه به عنوان "ایست کامل". آئین ها و مراسم سوگواری ممکن است بسیار عمومی و نمایشی یا خصوصی و بی سرو صدا باشد. در برخی فرهنگ ها دوره سوگواری ثابت است، در برخی دیگر نه. احساساتی که افراد عزیز از دست داده در فرهنگ های مختلف تجربه می کنند ممکن است مشابه باشند، اما با روش های بیان و ابراز متفاوت