روانپریشی قطع ارتباط با واقعیت است. افراد ممکن است باورهای نادرستی داشته باشند یا چیزهایی را تجربه کنند که واقعی نیستند. روانپریشی یک بیماری نیست. این واژه در برگیرنده ی مجموعهای از علائم و نشانه ها ست.
دو علامت مهم روانپریشی عبارتند از:
توهم: توهم زمانی پدید می آید که بخشهایی از مغز ما به اشتباه طوری عمل میکنند که انگار حواس ما (بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی) چیزی را که واقعاً اتفاق میافتد، دریافت میکنند. نمونهای از توهم، شنیدن صداهایی است که وجود ندارند (توهم شنوایی).
هذیان: هذیان باور نادرستی است که فرد به شدت به آن پایبند است، حتی زمانی که دیگران آن را باور ندارند یا شواهد زیادی وجود دارد که یک باور درست نیست. برای نمونه، افرادی که باور دارند که کسی افکار یا اعمال آنها را از راه دور کنترل میکند.
روانپریشی علامت رایج بسیاری از بیماریهای روانی است. راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا، ویرایش پنجم (DSM-5)، گروهی از بیماران روانپزشکی را به این شرایط اختصاص داده است.
اسکیزوفرنیا
اختلال روانپریشی کوتاهمدت
اختلال هذیانی
اختلال اسکیزوافکتیو
اختلال اسکیزوفرنیفرم
اختلال اسکیزوتایپال (شخصیت)
اختلال روانپریشی ناشی از مواد/دارو
اختلال روانپریشی ناشی از یک بیماری پزشکی دیگر
روانپریشی همچنین میتواند با انواع معینی از اختلالات خلقی نیز همراه باشد. این موارد عبارتند از:
اختلال دوقطبی.
افسردگی اساسی و بیماریهای مرتبط.
بیماریهای پزشکی که میتوانند باعث روانپریشی شوند.
روانپریشی همچنین میتواند به دلیل طیف گسترده ای از بیماریهای دیگر که بر مغز و بدن شما تأثیر میگذارند، رخ دهد. این موارد عبارتند از:
بیماری آلزایمر و سایر انواع زوال عقل. بیماریهای مرتبط با هورمون مانند بیماری آدیسون و بیماری کوشینگ، و زمانی که غده تیروئید بیش از اندازه فعال است یا به اندازه کافی فعال نیست.
عفونتهای مغز یا نخاع (آنسفالیت یا مننژیت).
اسکلروز چندگانه.
روانپریشی پس از زایمان
سکته مغزی و سایر بیماریهای عصبی (مرتبط با مغز).
کمبود ویتامین B1 (تیامین) و ویتامین B12.
سایر علل روانپریشی
برخی از شرایط یا عواملی که میتوانند باعث روانپریشی شوند عبارتند از:
سوءمصرف الکل، داروهای تجویزی یا داروهای تفننی
آسیبهای شدید سر (ضربه مغزی و آسیبهای مغزی تروماتیک).
تجربه های آسیبزا (گذشته یا حال).
میزان بالای استرس یا اضطراب غیرمعمول.
درمان روانپریشی بیشتر به علت اصلی آن بستگی دارد. در این موارد، درمان علت اصلی، تنها درمان مورد نیاز است. برای روانپریشی که نیاز به درمان مستقیم دارد، رویکردهای مختلفی وجود دارد. داروها. داروهای ضد روانپریشی رایجترین نوع دارو برای درمان روانپریشی هستند، اما داروهای دیگری مانند داروهای ضد افسردگی یا لیتیوم نیز ممکن است کمک کنند باشند. درمان شناختی رفتاری (CBT). این نوع رواندرمانی میتواند به برخی از بیماریهای روانی که میتوانند باعث روانپریشی شوند یا آن را بدتر کنند، کمک کند.
درمان به روش بستری. برای موارد شدید روانپریشی، به ویژه هنگامی که فرد ممکن است برای خود یا دیگران خطری ایجاد کند، درمان بستری در بیمارستان یا مرکز تخصصی ضروری است. برنامههای حمایتی یا مراقبت. بسیاری از افراد به دلیل شرایط دیگری مانند اختلالات مصرف الکل یا مواد مخدر و اختلالات شخصیتی، روانپریشی را تجربه میکنند. درمان این اختلالات یا کمک به افراد در برنامههای اجتماعی، کاری و خانوادگی گاهی میتواند تأثیر روانپریشی و شرایط مرتبط را کاهش دهد. این برنامهها همچنین میتوانند مدیریت روانپریشی و بیماری زمینهای آن را برای افراد آسانتر کنند.
روانپریشی غیرقابل پیشبینی است. عوامل خطر ژنتیکی و سبک زندگی زیادی وجود دارد، اما هیچ راهی برای پیشبینی اینکه آیا فرد معینی این علائم را تجربه خواهد کرد یا خیر، وجود ندارد. کارهایی هستند که افراد میتوانند انجام دهند تا احتمال ابتلا به این علائم را کاهش دهند. از مصرف تفریحی ماریجوانا در اوایل زندگی خودداری کنید. پژوهشگران روانپریشی را با مصرف زیاد ماریجوانا در دوران نوجوانی و اوایل بزرگسالی مرتبط دانستهاند. با این حال، در مورد اینکه آیا مصرف ماریجوانا علت مستقیم است یا فقط یک عامل مؤثر است، اختلاف نظر وجود دارد.
از تجهیزات ایمنی استفاده کنید. آسیبهای سر میتوانند منجر به آسیب مغزی شوند که باعث روانپریشی یا علائم مشابه میشود. عفونتها را نادیده نگیرید. عفونتهای درمان نشده، به ویژه آنهایی که بر چشمها و گوشهای شما تأثیر میگذارند، میتوانند به مغز شما گسترش یافته و باعث روانپریشی شوند. رژیم غذایی متعادل داشته باشید و وزن سالم خود را حفظ کنید.
یک علامت رایج که همراه با بیماریهایی که باعث روانپریشی میشوند، رخ میدهد، نداشتن بینش است. این چیزی بیش از انکار صرف است. به این معنی است که فرد به معنای واقعی کلمه نمیتواند علائم یا نشانههای بیماری خود را تشخیص دهد یا درک کند. اگر پزشک روانپریشی را در فردی تشخیص داد، پیروی از توصیههای درمانی او بسیار مهم است. این میتواند دشوار به نظر برسد، به خصوص اگر فکر نمیکند که مشکلی دارد.
اگر چنین احساسی دارید، مهم است که با پزشک و عزیزان خود در باره ی آن گفتگو کنید. ممکن است سخن گفتن در مورد آن ترسناک، ناراحتکننده یا ناامیدکننده باشد، اما هنوز هم کاری است که باید بکوشید انجام دهید. ایجاد این روابط و همچنین برقراری ارتباط و اعتماد به پزشک و افرادی که به شما اهمیت میدهند، میتواند تفاوت زیادی در احساس و بهبودی شما ایجاد کند.
اسکیزوفرنیا و روانپریشی دو کلمه کاملاً مرتبط هستند، اما یکسان نیستند.
روانپریشی مجموعهای از علائم است که شامل قطع ارتباط با واقعیت و دنیای اطراف فرد میشود. روانپریشی همچنین میتواند همراه با بسیاری از بیماریهای پزشکی و اختلال های روانپزشکی، مانند آنسفالیت یا اختلال دوقطبی، رخ دهد.
اسکیزوفرنیا: یک بیماری و طیفی از اختلالات مرتبط است. روانپریشی یکی از علائم کلیدی همه این بیماریها است.
در گذشته، روانپریشی به هر بیماری روانی اشاره داشت که باعث اختلال، به اندازه کافی بزرگ در توانایی فرد برای عملکرد و انجام فعالیتهای روزانه میشد. امروزه، به علائمی اشاره دارد که نشان میدهد فرد نوعی قطع ارتباط با واقعیت دارد.
متخصصان گرایش دارند هذیان ها را در در چارچوبب موضوعات مشترک دستهبندی کنند. چند نمونه عبارتند از:
خودبزرگبینی: فردی که هذیان خودبزرگبینی دارد ممکن است باور کند که یک فرد مشهور است یا قدرتهای ویژهای دارد.
پوچیگرایانه: این هذیانی است که در آنها فرد معتقد است که یک فاجعه یا مصیبت بزرگ قرار است رخ دهد.
آزار و اذیت: فرد ممکن است باور داشته باشد که کسی یا چیزی کوشش می کند تا به وی آسیب برساند یا قصد دارد او را بکشد.
نشانههای هشدار دهنده اولیه روانپریشی معمولاً به آسانی قابل تشخیص نیستند. آنها میتوانند بسته به علت خود روانپریشی، اشکال مختلفی داشته باشند و گاهی میتوانند روزها یا حتی هفتهها پیش از سایر علائم ظاهر شوند.
برخی از نشانههای هشدار دهنده اولیه رایج در اسکیزوفرنیا - وضعیتی که همیشه شامل نوعی روانپریشی است - عبارتند از:
تغییر در احساسات (رفتار ترسناک، مشکوک بودن، یا کاهش چشمگیر ابراز احساسات).
تغییر در رفتارها (مشکل در تمرکز یا تفکر، خودداری کردن از فعالیتهای معمول).
تغییر در رفت و آمد و دیدار با آشنایان (پرهیز از دوستان و خانواده).
چگونه میتوانیم به یکی از عزیزانمان که به نظر میرسد علائم روان پریشی دارد کمک کنیم؟
از آنجا که افراد دچار روان پریشی در زمینه ی تشخیص واقعیت ار غیرواقعیت مشکل دارند، اغلب نمیتوانند تشخیص دهند یا دریابند که گرفتار یک بیماری روانپزشکی شده اند. معمولاً، آنها پیشنهاداتی را که برای دریافت مراقبت ارائه میشود، رد میکنند یا در برابر آنها مقاومت میکنند، زیرا باور ندارند که مشکلی در آنها وجود دارد. به همین دلیل است که روانپریشی میتواند منبع ناامیدی یا ترس برای کسی باشد که این علائم را دارد. اگر دریافتید که یکی از عزیزانتان علائم اسکیزوفرنیا یا یک بیماری مرتبط با آن را نشان میدهد، میتوانید با انجام موارد زیر به او کمک کنید:
بپرسید چگونه میتوانید کمک کنید. افراد مبتلا به روانپریشی یا بیماریهایی که شامل آن میشوند، ممکن است در مورد علائم خود صحبت کنند بدون اینکه متوجه شوند که این علائم یک مشکل سلامت روان است. گوش دادن و ارتباط برقرار کردن ممکن است به عزیزتان کمک کند تا ببیند که دیگران به او اهمیت میدهند و میخواهند کمک کنند.
او را تشویق کنید که کسی را ببیند که میتواند کمک کند. درمان روانپریشی، به ویژه داروها، میتواند تفاوت زیادی در توانایی فرد برای تشخیص واقعی و غیرواقعی ایجاد کند. پس از شروع اثر داروها، ممکن است شروع به درک این موضوع کنند که وضعیتی دارند که نیاز به مراقبت دارد.
در باره رفتار آنها یا اندیشه هایشان داوری نکنید، با آنها بگو مگو نکنید. برای افراد دچار روانپریشی تشخیص واقعی از غیرواقعی بسیار دشوار است و گاهی غیر ممکن. برای جبران این جدایی از واقعیت، مغز آنها ممکن است چیزهایی تولید کند که تنها خودشان میتوانند ببینند یا بشنوند. این چیزها به نظر آنها واقعی به نظر میرسند، بنابراین بحث کردن یا نشان دادن شواهد به آنها سودمند نیست.
آرام باشید. افرادی که علائم روانپریشی دارند، وقتی دیگران آنها را درک نمیکنند یا باور نمیکنند، ممکن است احساس ترس یا ناامیدی کنند. این میتواند باعث شود که آنها از دیگران فاصله بگیرند و احساس تنهایی بیشتری کنند. سعی کنید آرام باشید، به عزیز خود اطمینان دهید و به او کمک می کنید تا حد امکان احساس امنیت کند (کاری نکنید که احساس گرفتاری یا تهدید کند). اگر سر و صدای زیادی در نزدیکی وجود دارد، بکوشید محیط را آرامتر کنید یا بپرسید که آیا میتوانید به جایی آرامتر بروید.
در هنگام اضطرار کمک بگیرید.در افراد دچار روانپریشی و بیماریهای مرتبط، خطر مرگ ناشی از خودکشی بسیار بالاتر از سایر افراد است. اگر کسی که علائم روانپریشی دارد میگوید که به آسیب رساندن به خود یا دیگران فکر میکند، اگر دچار بدگمانی یا آشفتگی شدید گردیده است، یا رفتار توهینآمیز یا خشونتآمیزی دارد، باید فوراً با خدمات اورژانس محلی خود تماس بگیرید.
افرادی که روانپریشی را تجربه میکنند، گاهی اوقات میتوانند به گونهای رفتار کنند که خود یا دیگران را در معرض خطر قرار دهند. اگر افکاری در مورد آسیب رساندن به خودتان، از جمله افکار خودکشی یا آسیب رساندن به دیگران دارید، باید به نزدیکترین اورژانس مراجعه کنید یا با ۹۱۱ (یا شماره خدمات اورژانس محلی خود) تماس بگیرید. اگر چنین افکاری دارید، میتوانید با اورژانس تماس بگیرید.
خطوط بحران محلی. سازمانها و مراکز بهداشت روان در منطقه شما ممکن است از طریق خطوط بحران، منابع و کمک ارائه دهند.
اگر احساس میکنید که در معرض خطر فوری آسیب رساندن به خود هستید، باید با خدمات اورژانس یا مراکز درمانی و خدمات بهداشت روان تماس بگیرید. این مراکز میتوانند به افرادی که به دلیل بحران شدید روانی در معرض خطر فوری هستند کمک کنند و امدادگران را برای کمک اعزام کنند.
روانپریشی به مجموعهای از علائم، از جمله هذیان و توهمات اشاره دارد و زمانی رخ می دهد که فرد از واقعیت جدا میشود. این علائم میتوانند به دلایل مختلفی، از مشکلات بهداشت روان گرفته تا آسیبها و عفونتها، رخ دهند. اگرچه این علائم میتوانند برای فرد مبتلا یا بستگان و دوستان او نگرانکننده باشند، اما اغلب میتوان به طور مؤثر این علائم را درمان کرد. در برخی موارد، این علائم میتوانند با درمان هر عاملی که باعث ایجاد آنها شده است یا علت اصلی، متوقف شوند.