بامداد شنبه است و خورشید تازه در حال بالا آمدن بر فراز افق است، پرتویی کمرنگ از شکافهای پردههای پنجره به درون اتاق میافتد. در این اتاق نیمهتاریک، میتوانید خطهای باریک یک بدن نشسته در کنار میز را ببینید، سرش در گریبان فرو رفته است، پیش روی او یک لپتاپ دیده می شود. روی میز با کاغذها، فنجانهای نیمه خالی قهوه، قوطیهای در هم فشرده نوشیدنیهای انرژیزا و مانده های نان پیتزا، پر شده است. اگر کمی نزدیکتر بیایید، در می یابید که این شخص، اگرچه نیمهآگاه نسبت به جهان پیرامون خویش، تمام شب بیدار بوده است: چشمهایش به سختی بازمی شوند، قرمز و دچار تاری دید هستند. وی شب بلندی را بدون خواب پشت سر گذاشته است. منوچهر برای امتحانی که صبح آن روز برنامهریزی شده و همچنین یک مقاله که بعدازظهر باید تحویل دهد، خود را آماده می کند.
به هر روی، وی باید انرژی خود را برای گذراندن روز، بیدار ماندن در کلاسها و حضور در شغل پارهوقتش بازیابد. انجام این کار ها اخیراً برای او دشوار بوده است، زیرا درآمد وی به شدت کاهش یافته و اوضاع هر روز بدتر میشود. او نمیتواند حتی یک روز از کار غیبت کند، زیرا این کار، منبع اصلی درآمدش را به خطر میاندازد. پدر و مادرش، که خود با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنند، در موقعیتی نیستند که بتوانند به وی کمک کنند.
مشکلات حتی پیچیدهتر میشوند هنگامی که درمی یابیم که منوچهر و نامزدش اخیراً با هم دعوا کردهاند. وی شکایت میکند که آنها دیگر وقت کافی برای بودن با هم را ندارند و هنگامی که با هم وقت میگذرانند، منوچهر به دلیل خستگی تنها دوست دارد تلویزیون تماشا کند یا به بازیهای کامپیوتری بپردازد. افزون بر این، او اخیراً حال خوبی نداشته است. سردردهای پی در پی و بی خوابی او را رنج می دهد، نمراتش دچار افت شده است، زیرا نمیتواند وقت کافی برای مطالعه داشته باشد. تقریباً تنها چیزی که کمی به او آرامش میدهد، خوشگذرانی با دوستانش است، اما پس از آن، صبح روز بعد مشکل بیدار شدن برای کلاسهای صبحگاهی را دارد. او میپرسد که چگونه میتواند از این چاه بیرون بیاید.
اگرچه این یک سناریو غیر عادی در میان دانشجویان دانشگاه نیست، امیدواریم که شما آن را تجربه نکرده باشید. اما ممکن است افرادی را بشناسید که استرس آنها، فراتر از توان تحمل آنان است. منوچهر در به دست آوردن کنترل زندگی خود پیشرفت چشمگیری داشته است. یک دوست به او پیشنهاد کرد که یک کلاس مدیریت استرس بگیرد تا بتواند برنامههای خود را هماهنگ کند. منوچهر پیشنهاد دوست خود را پذیرفت، بیشتربه این دلیل که در زمان مناسب ارائه میشد و به نظر میرسید که میزان پیشرفت در آن آسان است. اما هنگامی که او با اثرات تجمعی استرس بر بدن و سلامتی خود آشنا شد، به آزمایش برخی از روشهایی که در کلاس و کتاب درسی معرفی شده بود، پرداخت. بیش از هر چیز دیگر، حمایت اجتماعی که از دیگران در کلاس دریافت میکرد، او را برانگیخت تا راهبردهای نوین کاهش استرس را در زندگی خود بگنجاند.
صرف نظر از سن، جنسیت، یا وضعیت اقتصادی-اجتماعی شما، وضعیت خانوادگی و شرایط دانشگاهی که در آن تحصیل میکنید، مدیریت مؤثر استرس شاید مهمترین مهارت برای بهرهمندی حداکثری از تجربهتان و عملکرد در بالاترین سطح باشد. تجربه ای که در میان بزرگسالان غیر سنتی که یک سوم جمعیت دانشجویی را تشکیل میدهند و چالشهای اضافی برای ایجاد توازن میان کارهای دانشگاهی و شرایط شغلی، خانواده و مسئولیتهای شخصی دارند، کمتر دیده میشود. برپایه ی چندین نظرسنجی از دانشجویان دانشگاهها که توسط انجمن سلامت روان دانشگاههای آمریکا انجام شده است، ۸۵٪ دانشجویان مورد بررسی گزارش نموده اند که استرس یک مشکل مهم و مانع اصلی موفقیت آنان بوده است. بهجز عملکرد واقعی در کلاسها و نمرات به دست آمده، استرس بیش از اندازه تقریباً همه ی جنبه های رضایت از زندگی را تحت تأثیر قرار داده است. در سالهای اخیر، مشکلات اقتصادی کاهش کلاسها، شمار کارکنان و اعضای هیئت علمی و خدمات در دانشگاهها را در پی داشته است. بورسهای تحصیلی در زمانی که سهچهارم همه دانشجویان با بدهی فارغالتحصیل میشوند، کاهش یافته است.
با آنکه استرس معانی گوناگونی برای افراد مختلف دارد. برای برخی، نشاندهنده فروپاشی کامل زندگیشان است؛ برای دیگران، یک نکته ی آزار دهنده ی کوچک است که بهتر است نادیده گرفته شود یا تحمل شود و در برخی شرایط، استرس فرصتی برای رسیدن به سطوح بالاتر عملکرد در طیف گسترده ای از زمینهها است. برخی افراد در برابر استرس بردباری نشان می دهند، برخی دچار فرو پاشی می شوند و برای گروهی به نظر میرسد که آن را فشار روانی به شمار نمی آورند.