به باور گلاسر همه ی رفتارها برای دستیابی به نتیجهای است که نیازهای اساسی فرد (۵ نیاز پایه ای) را برآورده میکنند. معمولاً چنین رفتاری هنگامی بروز میکند که فرد بین دنیای واقعی تجربه شده خود و دنیای آرمانی اش ناهماهنگی احساس کند. به بیان دیگر این الگوی روانشناختی نشان دهنده ی چگونگی و چرایی رفتار افراد به گونهای است که انجام میدهند، از این دیدگاه، رفتار فرد در طول زندگی، پیوسته هدفمند است، یعنی برای برآورده کردن یکی از نیازهای اساسی انجام می شود. از این رو، بررسی نیازهای اساسی فرد میتواند به افزایش برآورده شدن نیازها، کاهش درد و رنج روانشناختی، بهبود سلامت روان، تغییر رفتار، خودآگاهی بیشتر و دستیابی به رشد توانمندی های درونی، گسترش روابط با سایرین و مانند آن کمک کند. افزون بر این، بررسی نیازها میتواند برای گفت و شنود در نشست های درمانی، نقش تسهیل کننده داشته باشد.
۱- بقا؛ بقا فراتر از خوردن خوراکی و نفس کشیدن است و در برگیرنده ی احساس امنیت و آرامش نیز می باشد. برای برخی افراد، این نیاز ممکن است به معنای آماده بودن برای روبرو شدن با رویدادهای پیش بینی نشده، خطر نکردن، مراقبت از سلامتی خود، بده - بستان عشق و محبت، حفظ شرایط موجود، برنامهریزی برای آینده و سخت کار کردن در یک شغل باشد.
۲- عشق و تعلق؛ عشق و صمیمیت، نگرانی برای رفاه و آرامش دیگران، آشنایی با افراد جدید، همراهی با دوستان یا کسانی که دوستشان داریم، احساس آسایش در خانه، ارتباط خوب با مردم و روابط رضایتبخش با آنان، همه جنبههایی از عشق و تعلق هستند.
۳- قدرت یا دستاورد؛ قدرت شکل های گوناگونی دارد، مانند داشتن ثروت، اعتبار، احترام و شناخت از سوی دیگران، گفت و گو کردن و شنیده شدن، جدی گرفته شدن، لذت بردن از رقابت و به ویژه برنده شدن، و ترس از نشان دادن آسیبپذیری. دستیابی به دستاوردها و شناخته شدن به خاطر آنها. این نیاز ها برای کسی که نیاز بالایی به قدرت دارد، مهم است.
4- آزادی؛ این نیاز ممکن است در برگیرنده ی آزادی دنبال کردن علایق گوناگون و تشویق از سوی شریک زندگی برای انجام این کار، ایستادگی در برابر اینکه به او گفته شود چه کاری انجام دهد، گرایش به زندگی کردن به روش خود، تمایل به پذیرش مسئولیت زندگی خود باشد.
۵- تفریح؛ نیاز به بازی، فعالیت های لذتبخش، یادگیری چیزهای نو، فعالیت خلاقانه، لذت بردن از حس شوخطبعی، توانایی خندیدن، خودانگیختگی و نگاه مثبت به زندگی، همگی بخشی از تفریح هستند.
پرسشنامه نیازهای اساسی گلاسر در راستای بررسی و شناخت نیازهای اساسی افراد ساخته شده است. این پنج نیاز در هر انسانی مشترک است. با این حال، هر انسانی به درجات متفاوتی به آنها نیاز دارد. مهم است که نیازهایی را که برای هر فرد مهمتر هستند و رفاه و موفقیت وی به آن بستگی دارد، اولویتبندی کند. دکتر ویلیام گلسر برای نخستین بار این نیازها را شناسایی و طبقه بندی کرد و کار او به هزاران نفر کمک کرده است تا زندگی بهتر و پربارتری داشته باشند. بقا، سلامت روان، احساس ایمنی، داشتن مسکن، خوراک، هوا، آب، امور مالی سلامت جسمی نیازبه عشق و تعلق، داشتن روابط کاری، داشتن روابط نزدیک و یک خانواده حمایتی، احساس صمیمیت و داشتن تعلق به یک گروه یا جامعه، نیازبه سرگرمی، کنجکاوی، یادگیری، شادی، سفر، برخورداری از آزادی انتخاب، استقلال، خلاقیت خودگردانی ... گاهی کارهایی انجام میدهیم که برای برآوردن یک نیاز نیست. گاهی به دنبال برآوردن بیش از یک نیاز هستیم. اما باید بدانیم که کدام یک از نیازهای ما از همه مهمتر است. سپس مطمئن شویم که آن نیازها برآورده میشوند یا خیر.
گاهی با افرادی روبرو می شویم که می گویند: برایم مهم است که صدایم شنیده شود. موفقیت و پیروزی برای من مهم است. مهم است در کاری که انجام میدهم احساس شایستگی کنم. دوست دارم مردم به من بگویند که کار خوبی انجام دادهام. مهم است که در شیوه کارم کمی کنترل داشته باشم. من عاشق یادگیری و کشف هستم. به رویدادهای پیرامونم و به طور کلی اخبار علاقهمند هستم. همیشه در حال پرسیدن هستم. من عاشق سفر و کشف مکانهای جدید هستم. حس شوخطبعی خوبی دارم. از کشف کردن چیزها لذت میبرم. عاشق پژوهش و بررسی هستم. دوست دارم در کارهایی که انجام میدهم حق انتخاب داشته باشم. آیین نامهها و مقررات من را آزار میدهند و پایبندی به آنها برایم سخت است. هنگامی که واقعاً به چیزی علاقه دارم، خیلی بهتر کار میکنم. عاشق استقلال هستم. دوست دارم کارها را به روش خودم انجام دهم. مهم است که بتوانم آزادانه در مورد چیزها صحبت کنم. دوست ندارم به من گفته شود چه کار کنم. دوست دارم گفتگو کنم...
اینها حوزههایی هستند که بیشترین اهمیت را دارند. اکنون برای برآورده کردن این نیازها در زندگی خود چه میکنید؟ اگر احساس خوبی ندارید، احتمالاً به یک نیاز مهم خود نرسیدهاید. ایدههایی را برای چگونگی برآورده کردن هر نیاز مهمی که اکنون برآورده نمیکنید، در نظر بگیرید. همچنین به دنبال برآوردن نیازهایی باشید که در آنها امتیاز پایینی به دست می آورید. اگر امتیاز عشق و تعلق پایینی داشته باشید و همیشه در محاصرهی مردم باشید، دچار استرس و ناراحتی خواهید شد.
پاسخ دادن به این پرسش نامه و تکمیل آن در مدت زمانی کوتاه می تواند شما را با نقاط قوت و ضعف خود از دیدگاه برآورده شدن نیاز های اساسی آگاه کند و برای از میان برداشتن موانع پیشرفت در حوزه تحصیل، کار، ارتباط با دوستان، همکاران، بستگان و اعضای خانواده یاری دهد. پایایی و روایی این پرسش نامه در بررسیهای چندی در سطح خوب گزارش شده است.
نظریه انتخاب به عنوان راهی برای کمک به افراد در زمینه کنترل رفتار خود و مسئولیت پذیری در نظر گرفته شده است. اصل اساسی نظریه انتخاب، ارتقای خودکنترلی است تا افراد بتوانند توانمندی های خود را برای تصمیم گیری و عمل به انتخابهای مسئولانه افزایش دهند. نظریه انتخاب، پذیرش هفت عادت ارتباطی را که میتوانند در روابط افراد به کار برده می شوند (حمایت، تشویق، گوش دادن، پذیرش، اعتماد، احترام، مذاکره در مورد تفاوتها)، تأیید میکند. هنگامی که این مفاهیم پذیرفته شوند، به یک روش زندگی تبدیل میشوند.
نقطه مقابل عادت های روابط پیوند دهنده، هفت عادت قطع ارتباط است (انتقاد، سرزنش، شکایت، نق زدن، تهدید، تنبیه و رشوه دادن، پاداش دادن برای کنترل)که مبتنی بر کنترل بیرونی هستند. این عادت ها به فروپاشی روابط میانجامند. قطع ارتباط میتواند بسیاری از مشکلات پیش روی انسانها را در پی داشته باشد. افراد از هفت عادت قطع ارتباط برای کنترل دیگران بهره میگیرند. به کاربردن این عادت ها معمولاً به سوءتفاهم و رنجش می انجامد.
- تنها کسی که میتوانیم رفتارش را کنترل کنیم، رفتار خود ماست.
-تمام آنچه میتوانیم به دیگران بدهیم یا از آنها بگیریم، اطلاعات است.
-تمام مشکلات روانی بلندمدت، مشکلات رابطهای هستند.
-رابطه مشکلدار همیشه بخشی از زندگی کنونی ماست.
-آنچه در گذشته دردناک بوده، ارتباط زیادی با آنچه امروز هستیم دارد، اما مرور این گذشته دردناک میتواند کمک کمی در زمینه بهبود یک ارتباط داشته باشد و یا هیچ کمکی به آنچه اکنون باید انجام دهیم، یعنی بهبود یک رابطه مهم نمی کند.
-ما توسط پنج نیاز ژنتیکی هدایت میشویم: بقا، عشق و تعلق، قدرت، آزادی و تفریح.
-ما میتوانیم این نیازها را تنها با برآورده کردن یک تصویر یا تصاویر در جهان های کیفی خودمان برآورده کنیم.
-تمام کاری که از آغاز تولد تا مرگ میتوانیم انجام دهیم، رفتار است. تمام رفتارها، رفتار کلی هستند و از چند جزء جداییناپذیر تشکیل شدهاند.
-تمام رفتارهای کلی با افعال، معمولاً مصدرها و اسم مصدرها، نامگذاری میشوند.
-همه رفتارهای کلی انتخاب میشوند، اما ما تنها بر مؤلفههای عمل و تفکر، کنترل مستقیم داریم.